سلام. وقت زيادي ندارم. فقط بگم كه سومين دندونم هم در اومد.آخ جون(: باي باي
چهارشنبه ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹
شنبه ۲۱ نوامبر ۲۰۰۹
سلام. من در 10 ماه و هشت روزگي باي باي كردن رو ياد گرفتم و پس از تلاشهاي بي وقفه خاله پروانه ، خاله بابا هومن ،تونستم با دست بوس بفرستم. الان ديگه درست مثل آدم بزرگها سر ميز مي شينم و از غذاي بزرگترا مي خورم. خيلي خوشمزه ست و من هم خوب مي خورم. تازه چون هر كسي جاي خودشو داره برام يه صندلي قرمز خوشگل خريدن و من هم مثل خانوما تو صندلي ماشينم مي شينم.
باي باي.
سهشنبه ۱۰ نوامبر ۲۰۰۹
سلام. من 10 ماه و يك هفته شدم. يك كار جديد: من دست مي زنم و با آهنگهاي شاد ديگه واقعا مي رقصم. حسابي به حرف افتادم و مجموعه حروفم خيلي كامل شده. به كلمه "نه" واقعا توجه مي كنم و به حرف مامانو بابا گوش ميدم، البته به شرطي كه ازم نخوان به lap top دست نزنم. براي هر كي لازم باشه ناز مي كنم و كم كم به طور آگاهانه مامان رو صدا مي زنم. خلاصه كلي بزرگ شدم. باي باي.
شنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۰۹
سلام. من دارم 10 ماهه مي شم. الان مي تونم دستم رو به لبه ميز بگيرم و راه برم. وفتي ذوق مي كنم دستام رو بالا مي برم و تند تند تكون ميدم. وقتي آهنگ ريتميكي بشنوم نيناي ناي (!) مي كنم و خودم رو جلو و عقب مي برم. مامانم خيلي دوست داره. از هر چيزي كه با تكون دادن صدا بده خيلي خوشم مياد . كلا به اسباب بازيهاي صدادار علاقه مند شدم.
حسابي خودم رو براي هر كي لازم باشه لوس مي كنم. ماما، بابا و دادا ميگم و يه عالمه حرف جديد ديگه مثل "س"، "گ"،"ز" ياد گرفتم.
مي تونم ( البته به سختي) از حالت ايستاده بشينم و مدام از سرو كول مامان و بابا ميرم بالا. كلي خوردني شدم خلاصه.
ديگه همين(:
فعلا باي باي.
یکشنبه ۴ اکتبر ۲۰۰۹
سلام. من 9 ماهه شدم. تمام وقتم رو به جست و جو و گست و گذار در خانه مي پردازم. عاشق رفتن زير ميزم و مي تونم دستم رو به لبه ميز يا مبل بگيرم و بايستم. البته چون بعدش نمي دونم بايد چه كار كنم ممكنه با مغز بخورم زمين. خلاصه اينكه مامان عذرا بايد 4 چشمي مواظبم باشه. بيشتر شبها توي تخت خودم نمي خوابم و مامان بعد از اينكه خوابم برد من رو مي بره تو تختم الان هم از مامان اومدم بالا تا خودم تايپ كنم:سينانلاتبديايييييييير
خوب مثل اينكه فعلا بايد برم. باي باي
یکشنبه ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹
سلام. من 8 ماه و نيمه شدم. 2 هفته اي ميشه بد مي خوابم. دوست مامانم-خاله مريم- مي گه كيميا هم همينطوره و مال دندون در آوردنه و بايد صبر كنييم تا درست بشه. بيچاره مامانم تازه داشت خوابش درست مي شد. خوب...
من بابا ، آبا، آما و گاهي اوقات ماما مي گم. البته هنوز آگاهانه نيست. مي تونم چهار دست و پا راه برم و خودم رو به هر چي مي خوام برسونم. مامان و بابا بايد همش مواظب باشند من به چيزهاي خطرناك دست نزنم. از بين وسايل خونه عاشق سيم ها و لپ تاپ بابا هومنم.
مامان يه ماشين حساب كوچولوي رنگارنگ بهم داده، ولي اون اصلا جاي لپ تاپ بابا رو نمي گيره.
الان تقريبا همه جور ميوه اي مي خورم و بجز نمك و ادويه ليست غذاهاي مجازم شبيه غذاي مامان و باباست.
مامان و بابا به سفارش سايت baby center مي خوان چند ساعتي در هفته من رو ببرن پيش بقيه تا به نبودن اوتا عادت كنم، ولي اصلا تجربه خوبي نيست. آخه دلم براي اونا تنگ مي شه. امان از دست اين روان پزشكاي ما كوچولوها.
بابا هومن معتقده من كارهام و نگاهم معني دار شده و مثلا آگاهانه غرغر مي كنم. يا وقتي سرم رو دنگ! مي كوبم به جايي اول منتظر عكس العمل بقيه مي شم و اگه لازم باشه گريه مي كنم. بالاخره ديگه (:
الان خيلي دلم مي خواد دستم رو بگيرم به هر جايي تا بلند بشم البته خوب خوب نمي تونم. اما مي تونم دستم رو به ميز بگيرم و بايستم. تازه يه به اصطلاح لوس بازيهايي هم ياد گرفتم، مثلا دستام رو به سمت بابا يا مامان دراز مي كنم تا بغلم كنن و مثل پيشي از سروكولشون بالا مي رم.
بابايي مهدي و ماماني پروين از برزيل و سوئد يه عالمه برام لباسهاي قشنگ آوردن. خيلي خوبه كه آدم تنها نوه باشه ها!
p.s : خاله نرگس جونم! من هم دلم براي شما تنگ شده. زودي ميام ديدنتون.
اگه به عكسي كه گذاشتم دقت كنين مي بينين پستونك دستمه. اشتباه نشه! من پستونك نمي خورم فقط باهاش بازي مي كنم (:
فعلا برم. باي باي.
سهشنبه ۲۵ اوت ۲۰۰۹
سلام. من دندون در آوردم. بله خيلي بزرگ شدم و الان نزديك 8 ماهمه.حسابي قد كشيدم ، خودم مي شينم و بازي مي كنم و بعضي شبها بدون كمك مامان و بابا مي خوابم . اوضاع خيلي خوبه. البته دندونم خيلي مي خاره.
چند روز پيش چند تا از دوستام اومدن خونه ما مهموني: كيميا و يكتا . من خيلي دختر خوبي بودم و همه با هم چند ساعتي بازي كرديم.
جاي همه تون خالي بود. فعلا برم. باي باي.
چند روز پيش چند تا از دوستام اومدن خونه ما مهموني: كيميا و يكتا . من خيلي دختر خوبي بودم و همه با هم چند ساعتي بازي كرديم.
جاي همه تون خالي بود. فعلا برم. باي باي.
اشتراک در:
پیامها (Atom)